تبلیغات
.: بی خانمان :. - دوباره باز خواهم گشت!


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



دوشنبه 26 بهمن 1394 - 12:38 ب.ظ

دوباره باز خواهم گشت!


قول داده بودم برگردم به زندگی و دارم تلاش می کنم تا سر قولم بمانم. عشق و عاشقی و هیجان را کنار گذاشته ام و چسبیده ام به درس و کار به صورت همزمان. 
اول امسال تصمیم گرفته بودم مثبت باشم و سعی کنم از زندگی لذت ببرم و تلاش کنم برای "انسان" بودن. ولی خب 11 ماه وقفه افتاد در عملی کردن تصمیمم! دلیلش هم مساعد نبودن حال روحی ام بود. چرا؟
از طرفی، یکی از عزیزانم مریضی صعب العلاجی گرفت و حالا بعد از 11 ماه، دوران بحران مریضی اش سپری شده. البته تا درمان کامل بیماری هنوز سه چهار سال راه داریم. ولی بیماری مهار و درمان شده است. از طرفی دیگر درگیر بحران عشق و شکست عاطفی شدم.
حالا برگشته ام به زندگی عادی. ولی صبورتر و قوی تر! و صد البته که این صبر و قدرت را مدیون همین 11 ماه فشار می دانم.
درس می خوانم. هم درس های دانشگاه، هم پروژه ی کارشناسی و هم این که آماده می شوم برای کنکور ارشد.
کار می کنم. قرار است به صورت پروژه ای و برای خودم کار کنم. می خواهم شانس ام را محک بزنم و در کنارش کمی پول در بیاورم.
و البته در کنار درس و کار، قرار است زندگی هم بکنم طبیعتا! زندگی هم یعنی ادبیات و سینما! شعر می خوانم. فیلم می بینم. کتاب را البته باید موقتا بگذارم کنار. ولی احتمالا از تابستان به بعد فرصت می کنم تا 9 کتابی را که مهر پارسال خریده ام، بخوانم :|

دوباره باز خواهم گشت،
تمام قفل‌ها را باز خواهم کرد،
از آنجایی که ماندم ناتمام، آغاز خواهم کرد...



نظر بدهید!

طبقه بندی: |  کشک نامه |