تبلیغات
.: بی خانمان :. - زخم ما رشد می کند به درون!


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



سه شنبه 6 مرداد 1394 - 10:00 ق.ظ

زخم ما رشد می کند به درون!


1- عصر فرار

عصر فعلی را باید "عصر فرار" نام گذاری کرد. با نگاهی جزئی به اطرافمان، متوجه دلیل این حرفم خواهید شد.

ما از همه چیز فرار می کنیم. در مترو و تاکسی با گوشی های موبایلمان مشغول می شویم، تا نکند مبادا با کسی هم صحبت شویم. هنذفری می گذاریم تا صدای کسی را نشنویم. 
ما از همه چیز فرار می کنیم. از دین فرار می کنیم، از خدا فرار می کنیم. از بنده ی خدا فرار می کنیم. از قانون فرار می کنیم. از بی قانونی فرار می کنیم!
ما از همه چیز فرار می کنیم. پدر و مادر ها دیگر فرزندانشان را تربیت نمی کنند. در واقع پدر و مادر ها دیگر فرزندانشان را اصلا نمی بینند. صبح می گذارندشان مهد کودک و کلاس های تابستانی و ...، بعد هم که بچه می آید خانه، یک تبلت می دهند دستش  و می گویند با همین مشغول باش. و صد البته به لطف آپارتمان نشینی، دیگر هیچ کودکی نمی داند بازی در کوچه چیست! 
ما از همه چیز فرار می کنیم. مدام در حال آفرینش مد های جدید هستیم، چون از ظاهر خودمان هم فرار می کنیم. مهم نیست این مد چقدر عجیب یا ساده باشد، همین که ما را در فرار کمک کند، کافیست.
ما از همه چیز فرار می کنیم. ما حتی از زبان معیار هم فرار می کنیم. طرز نوشتن کلمات در شبکه های اجتماعی را که دیده اید؟ عاغا، عاخه، اصن ی وضی، حتا، فک (به جای فکر) و ... . چرا؟ چون از زبان هم فرار می کنیم. به دنبال قواعد جدید برای زبان هستیم (البته این موضوع بسیار پیچیده و مفصل است. در همین حد بسنده می کنم) .
ما از همه چیز فرار می کنیم. خانواده دیگر معنایی ندارد. کاهش آمار ازدواج، افزایش آمار طلاق، نزول رشد باروری، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش تمایل به ازدواج سفید، جشن طلاق، رونق گرفتن خانه سالمندان و ... . از مفهوم خانواده هم فرار می کنیم.
ما از همه چیز فرار می کنیم. حتی از بدن خودمان! کیفیت سلامت روز به روز افت پیدا می کند. غذا های مضر، عدم تحرک و ... . با خودمان هم لجبازی می کنیم؟

خلاصه که تا فردا صبح می توانم بنویسم و مثال بیاورم. نمی خواهم مغالطه کنم. در هر کدام از این اتفاقات، عوامل مخفتلفی دخیل اند. ولی در نهایت می بینیم که ما فقط داریم فرار می کنیم!

***

2- بحران مخاطب

همیشه با خودم می گفتم بعضی از این شعرا و نویسندگان معاصر، با وجود وضع اسفناک مطالعه در کشور، با چه امیدی اقدام به تولید محتوا می کنند. ولی الان نظرم عوض شده است. گاهی لازم نیست مخاطب میلیونی داشته باشی. گاهی یک نفر می تواند انگیزه ای باشد برای نوشتن. اصلا گاهی انگار می نویسی تا همان یک نفر بخواند! خلاصه که بحران مخاطب چیز مهمی نیست. مخاطب خاصتان را پیدا کنید!

***

3- از شایعه تا واقعیت

این روز ها حجم مطالبی که در شبکه های اجتماعی و پیام رسان رد و بدل می شود، سر به فلک می کشد. در روز صد ها پیام خبری، علمی، آموزشی، نقل قول و ... دریافت می کنیم. اما اصالت محتوا را چگونه می توان تشخیص داد؟ خیلی ساده است. فقط کافیست به چند نکته توجه کنیم و عزممان را جزم کنیم تا بازار شایعه سازان را کساد کنیم:

- برای هر مطلبی، منبع معتبر درخواست کنید. به گمان من با این کار 80 درصد شایعات از بین می روند. چون مسلما هیچ شایعه ای منبع معتبر ندارد و فقط از گرورهی به گروه دیگر فوروارد شده و از صفحه ای در صفحه ی دیگر شرر. البته توجه کنید: گفتم منبع معتبر! ویکی پدیا، وبلاگ ها، خبرگزاری های قارچی و غیر معتبر و خبرگزاری های جهت دار ( مانند فارس، نسیم، کیهان، وطن امروز و... )، منبع معتبر به حساب نمی آیند!
- شما در قبال محتوایی که تولید یا کپی می کنید، مسئول هستید. پس تا وقتی که از اصالت محتوا مطمئن نشده اید، آن را بازنشر نکنید.
- اگر چیزی باور کردنی نیست، آن را باور نکنید!
- در بازنشر نقل قول ها بسیار بسیار محتاط باشید. 90 درصد این ها دروغ است. آنقدر زیاد که حتی در منابع معتبر هم به اشتباه منتشر شده اند. وقتی چیزی را از صادق هدایت، شریعتی، کوروش کبیر، گاندی، مارک تواین و... نقل کردند، در وهله ی اول فرض را بر دروغ بودن بگذارید.
- صفحه  ی فیسبوک "ستاد مبارزه با چرندیات" و وبسایت "گمانه" را دنبال کنید. در این دو منبع، درباره ی بسیاری از شایعات اطلاع رسانی می شود.

***


نظر بدهید!

طبقه بندی: |  کشک نامه |