تبلیغات
.: بی خانمان :. - و این منم، زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



یکشنبه 25 آبان 1393 - 08:08 ب.ظ

و این منم، زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد

خیلی وقت ها به زن بودن در این مرز فکر می کنم. به این که وقتی زن باشی، هم مرد ها حدودت را تَنگ می کنند، هم زن ها. هم قانون به تو تعارض می کند، هم شریعت. هم پیر به تو چشم دارد، هم جوان.
در مملکتی که مرد ها هم حریم شخصی ندارند، چه انتظاری از حقوق زن می توان داشت؟ 

صلاح کار کجا؟ خانۀ خراب کجا؟

کسی نبود بفهمد که من خراب ترم!

(فاطمه اختصاری)



نظر بدهید!

طبقه بندی: |  کشک نامه |  شعر |  فاطمه اختصاری |