تبلیغات
.: بی خانمان :. - تنهاییِ در جمع، در تنهای تنهایی


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



سه شنبه 20 آبان 1393 - 03:19 ب.ظ

تنهاییِ در جمع، در تنهای تنهایی

دیده اید بچه ها وقتی با هم قهر می کنند، دو دقیقه بعد دوباره با هم آشتی می کنند؟ حکایت من و این وبلاگ لعنتی است. مگر می شود بهش پشت کنم؟ از 86 تا الان درگیرشم. زمانی که چیزی به نام شبکه اجتماعی اصلا وجود نداشت! زمانی که هنوز یاهو واسه خودش کسی بود! زمانی که احمدی نژاد بود! (و عجب زمان بدی بود!) پس هر چه در پست قبلی نوشته ام را بگذارید به حساب درد دل. بگذارید به حساب دل پُر.

***

زمانه تغییر کرده. در واقع خیلی تغییر کرده. چه کسی فکر می کرد روزی برسد که محبوبیت فیسبوک از بین برود؟ ولی می بینید که! فیسبوک دیگر با یک وبسایت خبری تفاوت چندانی ندارد. فعلا اینستاگرام رو بورسه.  و مطمئنا اینستاگرام هم در آینده با افزایش کاربر، افزایش صفحات جعلی و  افزایش تبلیغات آبکی به همین سرنوشت دچار خواهد شد.
(و فقط طراح وب دیوانه ای چون من است که این تغییرات را دنبال می کند.)

***

خدا می داند چقدر از جملات قصار و نقل قول های بزرگان متفرم. اما جمله ی دیروز کوهیار گودرزی به شدت فکرم را مشغول کرده است :
                                  زندگی به تاخیر انداختن لذت هاست!
گُل گفته. من دیگه حرفی برای گفتن ندارم.

***

مستند علی همدانی درباره ی دگرباشان جنسی را دیدم. عالی بود. و کلا از گزارش ها و شخصیت این بشر خوشم میاد.همیشه میره سراغ موضوعات ساده و جنجالی. و همه چیز را ساده و منطقی تحلیل می کنه. حتی وقتی هیچ خبر داغ و خاصی هم نیست، می داند چه طور از یک نمایشگاه تکراری و خسته کننده ی گل و گیاه، گزارشی دلچسب تهیه کند.

***

علاقه ام به شعر کم شده. در واقع از وقتی مهدی موسوی را خانه نشین کرده اند، دل و دماغ شعر ندارم. فکر کنم 9 آذر دادگاه دارد. بازداشت نیست، ولی خانه نشین است و احتمالا ممنوع الهمه چیز شده است.

***

کلا نظرم نسبت به یغما گلرویی کمی تغییر کرده است. وقتی پست هایش را می بینم که مدام در حال پُز دادن با عکس این و آن است و شعر هایش را با سلیقه ی مخاطب تنظیم می کند و همیشه خودش را مردمی و مظلوم جلوه می دهد، احساس خوبی ندارم. و از همه مهمتر وقتی دوستدارانش را میبینم که برای او خودکشی می کنند و روزی 17 بار سجده اش می کنند، حالم بهم می خورد.
با همه ی این حرف ها، می دانید که خواننده هم شده است و قطعه ای دارد با نام اِسنیف. عجیب است که با تمام توصیفات بالا، همچنان از این ترانه لذت می برم.

***

چند تا از مجموعه مقالات جنسیت زدگی بی بی سی فارسی را خواندم. نظرات خیلی جالبی داشتند و مطمئنا ریشه کن کردن تفکرات جنسیت زده در این مملکت، به قرن ها فرهنگ سازی و مقاله و تحقیق و گزارش و ... نیاز دارد.







نظر بدهید!

طبقه بندی: |  کشک نامه |  یغما گلرویی |  سید مهدی موسوی |