تبلیغات
.: بی خانمان :. - محسن نامجو - الکی


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



جمعه 21 تیر 1392 - 05:05 ب.ظ

محسن نامجو - الکی


 از آمدنم هیچ معلوم نشد / یک نوای الکی، یک نوای الکی

این جانِ نَزارم هیچ پالوده نشد / یک فضای الکی، یک فضای الکی

از سطح خُرافه این زبانم نگذشت / یک صدای الکی، یک صدای الکی

گل یافته شد، به دست من پوچ نشد / یک هوای الکی، یک هوای الکی




از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ / یک هبوط الکی، یک سقوط الکی

در دام و ندامت آ که تا چشم زدیم...

مأمور که گرفت ما را، بابا خیط نشد / «به خدا»ی الکی، یک «به خدا»ی الکی



خر از سرِ شحنه، یک نمد ساخت ولی / یک کلاهِ الکی، یک کلاهِ الکی

سر تا سرِ صحنه آشِ نذری بود / نیتای الکی، نیتای الکی

یک هفته به من مرخّصی می دی؟ / لذّتای الکی، لذّتای الکی

با اون گُلای پائولورُسی حال کردم / یک گُلای الکی، یک گُلای الکی

دست پخت عشقم قرمه سبزی بود / سبزیای الکی، سبزیای الکی



وای! دهه ی چهل، خیلی باحال / نوستالوژیای الکی، نوستالوژیای الکی

ایّام قدیم، مردونگی بود / هیبتای الکی، هیکلای الکی

وقتی بچّه بودیم، نون خونگی بود / مزّه های الکی، مزّه های الکی

مردا حالا دیگه سیبیلشو دارن / سیبیلای الکی، سیبیلای الکی

تا حالا جمع روشنفکرا رفتی؟ / روشنفکرای الکی، چهره های الکی

تا حالا تفریق روشنفکرا رفتی؟ / تیکه های الکی، تیکه های الکی

تا حالا ضرب روشنفکرا، تقسیم روشنفکرا رفتی؟ / ماست مالیای الکی، ماست مالیای الکی



تا حالا با رئیس «وستینگ هَاوس» شام خوردی؟ / لحظه های الکی، لحظه های الکی

تا حالا از کسی دل بردی؟ ... / سرفه های الکی، سرفه های الکی

اونا با ما دشمنن، ما خوبیم، اونا اَنَن / این غربیای الکی، این شرقیای الکی

 توهّمای الکی، توهّمای الکی

تا حالا زنی که پُل ریکور بخونه دیدی؟ / دانشای الکی، دانشای الکی

تا حالا با زنی که پُل ریکور خون باشه، ... ؟ / هوی و های الكی، هوی و های الكی

یک هوای الکی، یک فضای الکی / یک هوای الکی، یک فضای الکی

از شهر برو بیرون، فَضات عوض شه / جادّه های الکی، کوه ها، دشت ها، تپّه های الکی،

 تپّه های الکی، خلقتای الکی



{ قدم زدن در زیر بارون، رو ماسه ها دراز کشیدن،

قدم زدن در زیر بارون، رو ماسه ها دراز کشیدن،

اینا همه با اون صفا داشت، دنیای عشق ما چه ها داشت }




یک وفای الکی، یک صفای الکی / یک وفای الکی، یک صفای الکی

من هر چی می گم، واسه خودته دختر / ادّعای الکی، ادّعای الکی

این چه جور جفاییه که دیگه جفا نمی کنی؟ / زِرزِرای الکی، زِرزِرای الکی

تو نسبت به دیگران موفّق تری / نسبتای الکی، نسبتای الکی

باید سعی کنی از قافله عقب نمونی / سبقتای الکی، سبقتای الکی




باید سعی کنی همه چی رو ول کنی بُدویی، بندازی بُدویی تا انتها، بُدویی تا انتها، انتها... / انتهایِ...

نه! نه! انتها! انتها! انتهای همه چیز! انتهای همین سِت لیست! انتهای امشب! انتهای همین کنسرت!

انتها... / انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی، انتهای الکی








نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  ترانه |