تبلیغات
.: بی خانمان :. - محمد قهرمان - هوای جنون


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



پنجشنبه 9 خرداد 1392 - 11:37 ق.ظ

محمد قهرمان - هوای جنون

به احترام زنده یاد محمد قهرمان
10 تیر 1308 - 28 اردیبهشت 1392


به سر می دوم رو به خانه ی تو
که شاید بیابم نشانه ی تو

فتاده ز پا خسته آمده ام
که سر بگذارم به شانه ی تو

به یادت به هر سو نظاره کنم
ز داغت به تن جامه پاره کنم

غمت گر به جانم شرر نزند
هوای جنونم به سر نزند

امید دلم در برم بنشین 
تا مگر ز دلم غم برون برود

و گر نه ز چشم نخفته من
تا سپیده دمان جوی خون برود 

ز جور فلک مانده در قفسم
تا به سنگ ستم پر شکسته مرا

و گر این قفس را به هم شکنم
تا کجا ببرد بال خسته مرا

نخیزد نغمه ی مستانه ی تو 
شده پر گرد غم کاشانه ی تو
 
گرفته شعر تو روی زمین را 
چرا زیر زمین شد خانه ی تو 






نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  ترانه |  محمد قهرمان | 

 

لینک ها: برگه ی استاد محمد قهرمان در ویکی پدیا