تبلیغات
.: بی خانمان :. - علیرضا آذر - بی تو


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



شنبه 31 فروردین 1392 - 02:49 ب.ظ

علیرضا آذر - بی تو



زندگی یک چمدان است که می آوریش
بار و بندیل، سبک میکنی و میبریش


خودکشی، مرگ قشنگی که به آن دلبستم
دست کم، هر دو سه شب، سیر به فکرش هستم


گاه و بی گاه، پر از پنجره های خطرم
به سرم می زند این مرتبه حتما بپرم


چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیز ترین حالت غمگین شدن است


بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟
با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم؟


بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند!
این شب وسوسه انگیز مرا می شکند!


قبل رفتن دو سه خط فحش بده، داد بکش
هی تکانم بده نفرین کن و فریاد بکش


قبل رفتن بِگُذار از ته دل آه شوم
طوری از ریشه بکش اره که کوتاه شوم


مثل سیگار، خطرناک ترین دودم باش
شعله آغوش کنم، حضرت نمرودم باش


هر پسر بچه که راهش به خیابان تو خوررد
یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مُرد


من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بند تو ام، آزادم


چایِ داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقَدَر سرد شدم، از دهنت افتادم


میپرم، دلهره کافیست، خدایا تو ببخش!
خودکشی، دست خودم نیست، خدایا تو ببخش!


بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟
با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم؟


بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند!
این شب وسوسه انگیز مرا می شکند!


دانلود آهنگ «بی تو» با صدای امیر عظیمی



نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  ترانه |  علیرضا آذر | 

 

لینک ها: فیسبوک امیر عظیمی