تبلیغات
.: بی خانمان :. - اردلان سرفراز - آینه ها


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



سه شنبه 28 آذر 1391 - 09:22 ب.ظ

اردلان سرفراز - آینه ها

آیینه ها
خواننده: فرهاد
آلبوم: وحدت

ترانه سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی زاده
تنظیم: منوچهر اسلامی


می‌بینم صورتمو تو آینه
با لبی خسته می‌پرسم از خودم:
این غریبه کیه؟ از من چی می‌خواد؟
اون به من یا من به اون خیره شدم

باورم نمیشه هر چی می بینم
چشامو یه لحظه رو هم می ذارم
به خودم می‌گم که این صورتکه
می‌تونم از صورتم ورش دارم

می‌کشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم دستم می‌گه
منو توی آینه نشون می‌ده
می‌گه: این تویی، نه هیچ کس دیگه

جای پاهای تموم قصه‌ها
رنگ غربت تو تموم لحظه‌ها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا

*

آینه می‌گه: تو همونی که یه روز
می‌خواستی خورشیدو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونه‌ت شده
داری بی‌صدا تو قلبت می‌میری

می‌شکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته‌ها حرف بزنه
آینه می‌شکنه هزار تیکه می‌شه
اما باز تو هر تیکه‌ش عکس منه

عکسا با دهن‌کجی بهم می‌گن:
چشم امیدو ببر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی می‌دن تموم‌شون



حسن شماعی زاده







نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  ترانه |  اردلان سرفزاز |