تبلیغات
.: بی خانمان :. - شهیار قنبری - نجوا


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



سه شنبه 28 آذر 1391 - 09:22 ب.ظ

شهیار قنبری - نجوا

نجوا
خواننده: فرهاد مهراد
آلبوم: خواب در بیداری

ترانه سرا: شهیار قنبری
آهنگساز تنظیم کننده: اسفندیار منفرد زاده


 


رستنی‌ها کم نیست، من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم

گفتنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ، از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم

دیدنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم دیدیم
بی‌سبب از پاییز، جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم

چیدنی‌ها کم نیست، من و تو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌، بی‌سبب حتی پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم

خواندنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم خواندیم
من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد، با دهانی‌ بسته واماندیم


من و تو کم بودیم


من و تو اما در میدان‌ها، اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم

ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم، ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم

ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم، ما به اندازه‌ی ما می‌روییم

من و تو کم نه که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم
من و تو خم نه و درهم نه و کم هم نه که می‌باید با هم باشیم

من و تو حق داریم، در شب این جنبش، نبض آدم باشیم
من و تو حق داریم، که به اندازه‌ی ما هم شده با هم باشیم

گفتنی ها کم نیست!







نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  ترانه |  شهیار قنبری |