تبلیغات
.: بی خانمان :. - حسین منزوی - مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



پنجشنبه 8 مهر 1395 - 01:52 ب.ظ

حسین منزوی - مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من


حسین منزوی - مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال نصیبی نمی برید ازمن

زمین سوخته ام ناامید وبی برکت
که جز مراتع نفرت نمی چرید ازمن

خدا به نیمه ای از خویش و نیمی از ابلیس
درآن سپیده چه معجونی افرید از من؟

عجب که راه نفس بسته اید بر من  و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من

خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من

شما هر اینه آیینه اید  من همه آه
عجیب نیست کز اینسان مکدرید ا زمن

نه در تبری من نیز بیم رسوایی است؟
به لب مباد که نامی بیاورید ازمن

وگر فرو بنشیند زخون من عطشی
چه جای واهمه ؟ تیغ از شما ورید از من

چه پیک لایق ـ پیغمبری به سوی شماست؟
شما که قاصد صد شانه بر سرید ازمن

برایتان چه بگویم زیاده ؟ بانوی من !
شما که با غم من آشناترید از من


#حسین_منزوی




نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  حسین منزوی |