تبلیغات
.: بی خانمان :. - صابر قدیمی - گاو ما در صف شیر آمد و ماما می کرد


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



جمعه 7 خرداد 1395 - 06:10 ب.ظ

صابر قدیمی - گاو ما در صف شیر آمد و ماما می کرد


( تضمنی از حافظ )

صابر قدیمی - گاو ما در صف شیر آمد و ماما می کرد


گاو ما در صف شیر آمد و ماما می کرد

«وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد»


عارفی سرخ شد و مایو ی گلدارش را

«طلب از گمشدگان لب دریا می کرد»


«مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش»

دوش را در دهنم کرد و تماشا می کرد


شیخ ما گفت نباید که خطایی بکنی

گرچه می گفت نباید، خودش اما می کرد


گشت ارشاد چرا بین هزاران مانکن

عمه ی پیر تو را هر دفعه پیدا می کرد


آن که هم می زد و بویی همه جا می پیچید

«جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد»


«بی دلی در همه احوال خدا با او بود»

ناگهان گفت خداحافظ و از اینجا رفت!






نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  صابر قدیمی |