تبلیغات
.: بی خانمان :. - امید صباغ نو - بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبود


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



جمعه 24 اردیبهشت 1395 - 10:57 ق.ظ

امید صباغ نو - بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبود


بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبود
احساس در “الـــهه ی نـــاز بنان” نبـود

بی شک اگر که خلق نمی شد “گناهِ عشق”
دیگر خدا به فکر  “شبِ امتحان” نبود

بنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیم
اندازه ی تو هیــــچ کسی مهربان نبود

اینجا تمــــام ِ حنـــجره هــــــا لاف می زنند
هرگز کسی هر آنچه که می گفت،آن نبود!

لیلا فقط به خاطر ِ مجنون ستاره شد
زیرا شنیده ایـــــــم چنین و چنان نبود

حتی پرنده از بغل ِ ما نمی گذشت
اغراق ِ شاعرانه اگــــــر بارِمان نبود

گشتم،نبود،نیست… تو هم بیشتر نگرد!
غیر از خودت که با غزلـــــم همزبان نبود

دیشب دوباره -از تو چه پنهان- دلم گرفت
با اینکه پای هیـــــچ زنـــــی در میان نبود!





نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  امید صباغ نو |