تبلیغات
.: بی خانمان :. - حامد عسگری - شاعر شنیدنی است


اشک هایی از جنس خون، اشک هایی به نام شعر! (خط خطی های یک مهندس کامپیوتر)



جمعه 17 اردیبهشت 1395 - 06:14 ب.ظ

حامد عسگری - شاعر شنیدنی است


اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام
من رعد و برق و زلزله‌ام، ناگهانی‌ام

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

رودم، اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم
کوهم، اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

من از شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم!
من، این من غبار، چرا می‌تکانی‌ام؟

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابروکمانی‌ام

شاعر شنیدنی است ولی دست روزگار
نگذاشت این که بشنوی‌ام یا بخوانی‌ام

این بیت آخر است، هوا گرم شد، بخند
من دوست‌دار بستنی زعفرانی‌ام



نظر بدهید!

طبقه بندی: |  شعر |  حامد عسگری |